هیرادهیراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

هیراد

بدون عنوان

سلام فينگيل مامان شرمندتم كه دو ماهه برات چيزي ننوشتم و حالا نمي دونم از كجا شروع كنم اول از شيرين كاري هات ميگم البته تا جايي كه ذعنم ياري كنه اول از همه اينكه دوست داري منو عمه صدا كني و مامان كمتر بهم مي گي يا ميگي ميم( مريم بدون ر ) لام رو خيلي بامزه تلفظ مي كني توي كلمه هاي بله. علي . ليلا خيلي مودبي وقتي صدات مي كنم مي گي بله مرتبي و اسباب بازي هاتو سر جاش مي ذاري يا وقتي مي ريم خونه كفشهاي منو توي جا كفشي مي ذاري اجتماعي هستي و بعد 5 دقيقه با همه ارتباط برقرار مي كني خلاصه كه عشق مامتانت هستي امروز قصد دارم كمي هم عكس برات بذارم ...
27 مرداد 1392

مسافرت

سلام عشقم اومدم تا خاطرات مسافرتمون رو برات بنويسم : شنبه و يكشنبه مهد نرفتي به خاطر چشماي قشنگت كه دوباره مريض شده بود و ماماني اومد و زحمت كشيد شما رو نگه داشت دوشنبه هم خودم مرخصي بودم و عصري ساعت 4 حركت كرديم تا كرج سه ساعت توي ترافيك بوديم و بالاخره ساعت 11 شب رسيديم تو اولاش كه خيلي بي قراري مي كردي هم بخاطر مريضي كسل بودي هم توي ماشين كلافه شده بودي و دست منو بوس مي كردي  كه در ماشين رو باز كن بريم بيرون خلاصه از فرداش كلي بهت خوش گذشت رفتيم ماهيگيري و خيلي خوب بود تو شجاع بودي و ماهي ها رو با دستت مي گرفتي و اوردي جلوي من و من جيغ زدم و تو ترسيدي هههههه و يروز هم رفتيم يه جاي قشنگ كه اب بازي كردي: اولش ترسيدي چون آب خيلي ...
18 خرداد 1392

باغ دركه

عشق مامان دوم خرداد خاله صفورا مامان آوا جون ما رو باغشون دعوت كردن و خيلي بهمون خوش گذشت شما و دوستات خيلي بازي كرديد و روز خيلي خوبي بود اينم عكس هاش:   اينم چند تا عكس از پارك كنار مهد كه با هم رفتيم : اينم چند تا عكس خونه خاله مامان: در انتظار شكلات: ...
6 خرداد 1392

سال 1392

سلام باب افسنجي من سال نو مبارك باور كن اگه قضيه عكس گذاشتن نبود خيلي سريعتر وبلاگ رو بروز مي كنم ولي خيلي دوست دارم عكس هم بذارم و اين كار رو به تعويق مي اندازه امسال عيد چند روز اول به ديد و بازديد گذشت و از روز 5 فروردين مهد رفتي و روز دهم رفتيم شمال و اونجا خيلي بهت خوش گذشت چون توي محيط باز كيف مي كردي عصرها تو حياط توپ بازي مي كردي و با آرين بهت خوش گذشت به زور مي اورديمت تو خونه و گريه مي كردي دد و هر كس مي خواست بره بيرون مي پريدي بغلش سيزده بدر رفتيم فوشه و خيلي خوش گذشت همه عاشقت شده بودن از 14 فروردين اسهالت شروع شد و تا حالا ادامه داره چون داري دندون در مياري هيچي مثل اين دندونات منو اذيت نكرد خونه رو كه مثل گل تميز كرده...
31 فروردين 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیراد می باشد